نگهی به جامعه شناسی

برخی از محدودیت های  سوسیولوژی علمی

نخستین دانشمندان عملکرد جهان طبیعی را  کشف کردند، و بسیاری از جامعه شناسان ساینس  را برای مطالعه جهان اجتماعی به کار میبرند، درحالیکه مطالعه  ی علمی انسانها چندین محدودیت مهم دارد.

  1. رفتار انسان آنقدر پیچیده است که جامه شناسان را امکان نمیدهد تا اعمال فردی افراد را بصورت دقیق پیشبینی نمایند. ستاره شناسان حرکت سیاره ها را با دقت قابل ملاحظه محاسبه کرده اند و  سالها پیش  پیشبینی میکنند  کدام کومیت  بعدی از مجاورت زمین عبور  خواهد کرد. اما سیاره ها و کومیتها  اشیایی اند فاقد تفکر، در حالیکه انسانها از خود مغز دارند. از آنجایی که دونفر به گونه همگون در برابر یک ریداد واکنش نشان نمیدهند، آنچه جامعه شناسان میتوانند نشان دهند این است که دسته های انسانها بصورت معمول به این یا آن شیوه عمل میکنند. این ناکامی جامعه شناسی نه بلکه با ماهیت وظیفه ی ما : مطالعه افراد مبتکر و واکنشگر ،سازگاری دارد.
  2. از آنجایی که انسانها به محیط خود پاسخ میدهند، حضور یک پژوهشگر ممکن است رفتار تحت مطالعه را متاثر سازد. . .(ص۳۷).
  3. پاترونهای اجتماعی در  تغییر متداوم اند. آنچه در یک زمان و مکان حقیقت دارد، در زمان و مکان دیگر ممکن است درست از آب در نیاید .قوانین فیزیک هم امروز و هم فردا کار میکند و در سرتاسر  جهان مصداق دارند. اما رفتار انسان خیلی متغییر است تا بتوان قوانین ثابت سوسیولوژیک را بوجود آورد. در واقعیت دلچسپترین تحقیقات سوسیولوژ یک به تنوع و تغییر معطوف میباشد(ص ۳۸).
  4. از آنجایی که جامعه شناسان بخشی از جهانی را  میسازند که  خود مطالعه میکنند، هنگام تحقیقات دشوار است ارزشها را دور از نظر داشت.کیمیا دانان در لابراتوارها به ندرت از آنچه در تیوبهای لابراتوار میگذرند متاثر میگردند، در حالیکه جامعه شناسان در " تیوبهای ازمایش" خویش زندگی مینمایند. . . (ص ۳۸).
  5.  سلوک انسان از  سایر پدیده ها متفاوت است زیرا انسان مخلوقات سمبولیک، ذهنی اند. انسانها برخلاف نباتات و مالیکولها همواره مفهوم میسازند. آنچه ما را از دیگر حیوانات متمایز میسازد عبارت است از  سیستم های توضیحی سمبولیک که ما برای خود میبافیم. . . (ص۳۸).

اهمیت تعبیر ذهنی

دانشمندان متمایل اند به ذهنیگرایی (subjectivism) بحیث بایس (bias) نگاه کنند، یعنی بحیث  یک منبع  خطا و اشتباه که تاحد مقدور باید از آن اجتناب گردد. اما ذهنیگرایی جهت مثبت نیز دارد، زیراتفکر ابتکاری  به سه گونه برای تحقیق  سوسیولوژیک اهمیت حیاتی دارد.

نخست، ساینس در واقع همانند  طرزالعمل پخت و پز عبارت از  تعدادی از اصول است که تحقیق را رهنمایی مینماید. برای اینکه یک آشپز خوب باشیم  به بیشتر از  نسخه پخت و پز نیاز است. بدین ترتیب طرزالعمل علمی به تنهایی موجب بهترین سوسیولوژیست نمیگردد. به یک تصور الهام بخش انسانی نیاز است. گذشته از همه دید نتیجه ساینس نیست، مگر نتیجه ی  تفکر زنده انسان مبتکر  (نسبیت، ۱۹۷۰). نبوغ  البیرت انشتاین فیزیکدان و ماکس ویبر سوسیولوژیست نه تنها در کاربرد میتو د علمی آنها بلکه در  کنجکاوی و نبوغ آنها نیز نهفته بود.

دوم، ساینس نمیتواند تعداد  بیشمار و  پیچیده انگیزه ها و احساس های انسانی را به شمول حرص، عشق ،غرور و امید در نظر گیرد، اما به یقین میتواند ما را کمک نمایدتا در مورد این که انسانها چگونه عمل میکنند واقعیتها را جمعآوری نماییم. اما هیچگاهی نخواهد توانست مفاهیم پیچیده ای را که انسانها به  سلوک شان میدهندبصورت کامل توضیح نماید (برگر و کیلنر ۱۹۸۱).

سوم، ما همچنان باید به یاد داشته باشیم که ارقام به خودی خود سخن نمیگویند. پس از اینکه جامعه شناسان و دیگر دانشمندان "اعداد را فراهم میاورند"،  با  ماموریت تعبیر :گرفتن معنا از مشاهدات، روبرو میگردند. به همین دلیل تحقیق خوب سوسیولوژیک هم هنر است  و هم ساینس (ص۳۸).

منبع: سوسیولوژی: مقدمه عمومی.

عنوان بعدی:  اساس بشری

 

Leave a Comment

Read previous post:
اساسات منجمنت

مرام نامه سازمان برای خود یک تعریف ایجاد میکندکه هدف آنرا توصیف مینماید. بهترین مرامنامه درازتر از یک یا دو...

Close